خرید بک لینک

درباره سایت

یه جایی واسه حرفام

وقتی تن حقیــــــــــــــــــــرمو به مسلخ تو میـــــــــــــــبرم مغلوب فلب من نشو ستیزه کن با پیکرمــــــــ...

امکانات وب

هے غریبه!

شب عروسے ڪت و شلوار ωـیاهش را بـہ وے بپوشان!

رنگ ωـیاـہ بـہ مرב مלּ פֿـیلے مے آیב...!

بنב ڪراواتش را פֿـوבت ωـفت ڪن!

ایלּ ڪار را בوست בارב...!

وقتے בستانت را میگیرב،خوב را בر آغوشش بینבاز...!

با ایלּ ڪار احساس آرامش میڪنב...!

زحمت تاج عروس را نڪش!

ωـلیقـہ اش را פֿـوب میבانم؛برایت گرفتـہ است.

פֿـلاصـہ ڪنҐ غریبه؛

جانלּ تو و جاלּ مرב من...!

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: دوشنبه 5 خرداد 1393 ساعت: 17:54

شراب هم به مستی ام حسادت میکند آندم که خمار یک لحظه دیدن تو میشوم...

زندگی مث زندگی اینا رباتی باشه ولی مث زندگی اینا مهربونونه باشه...(از خودم)

غمگینم مانند دلقکی که سر صحنه عشقش را دید که با معشوقش به وی میخندیدند...

چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمیکند!گاهی  آنقدر درد و بغض داری که  باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی...!

خیلی مشکل است آدم بخواهد تمام وقت مراقب خودش باشد تا آنچه احساس میکند نگوید...!

صادق بودن...

حتی در شر...

بهتر از گمراه شدن در اصول اخلاقی سنت است...

عشق نهیب دو نگاهه؟نمیدونم

یا اینکه حدیثه یه گناهه؟نمیدونم نمیدونم

عشق تمنای دو قلبه؟نمیدونم

یا اینکه رفیق نیمه راهه؟نمیدونم نمیدونم

ای عشق عزیز هر چه هستی

من بنده ی درگاه تو هستم

تا یک قدمی به مرگ مانده

ای عشق هواخواه تو هستم

عشق سوال بی جوابه؟

تاثیر پیاله ی شرابه؟

در سینه نشوندنش ثوابه؟

یا اینکه حباب روی آبه؟نمیدونم نمیدونم...

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: شنبه 24 اسفند 1392 ساعت: 0:58

دراين دنيا تک و تنهاشدم من

گياهی در دل صحراشدم من

چو مجنونی که از مردم گريزد

شتابان درپی ليلاشدم من

چه بی ثمرميخندم چه بی اثرميگريم

به ناکامی چرا رسواشدم من

چراعاشق چرا شيداشدم من 

من آن دير آشنا را ميشناسم

من آن شیرین
 ادا را ميشناسم

محبت بین
 ما کار خدا بود

از اينجا من
خدا را مي شناسم

چه بي
اثر مي خندم !

چه بي ثمر مي
گريم !

به ناكامي
چرا رسوا شدم من ؟!

چرا
عاشق چرا شيدا شدم من ؟!

خوش آنروزي كه اين
دنيا سر آيد

قيامت با قيام محشر آيد

بگيرم
دامن عدل الهي

بپرسم
كام عاشق كي برآيد

چه بي
اثر مي خندم ! ؟

چه بي ثمر مي
گريم !

به ناكامي
چرا رسوا شدم من ؟!

چرا
عاشق چرا شيدا شدم من ؟!

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: شنبه 17 اسفند 1392 ساعت: 23:29

وقتی یه زن سیگار میکشه...

یعنی گریه جواب نداده...

و وقتی یه مرد گریه میکنه...

یعنی کار از سیگار گذشته...

نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظـــــــــــــــــــــــــــــــــــر یادتون نره

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1392 ساعت: 17:24

 ســـــــــــــــــلــــــــــــــــامـــــــــــــ!!!!!!!!!

من با عکسای تیرداد کیایی عزیز اومدمــــــــــــــــ!!!!!!

بقیه ی عکسا ادامه مطلبن.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: يکشنبه 11 اسفند 1392 ساعت: 1:40

ولنتاین ایرانی

بگشاییم کفتران بال

بفروزیم شعله بر سر کوه

بسراییم شادمانه سرود

وین چنین با هزار گونه شکوه

مهرگان را به پیشباز رویم

رقص بر پیج و تاب پرچمها

زیر پرواز کفتران سپید

خنده نو شکفته خورشید

مهرگان را درود می گویند

گرم هر کا مست هر پندار

همره هر پیام هر سوگند

در دل هر نگاه، هر آواز

توی هر بوسه، هر لبخند

مهرگان مبارک باد

هوشنگ ابتهاج(ه.ا.سایه)

ولنتاین ایرانی،یا جــــــــــشـــــــــــن سپندارمذگان مبارک!

امیدوارم مث من بی یار و غریب نباشید!

هر کس غنوده با یاری  وغمگساری و من بی یار و غریبم...

 

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1392 ساعت: 23:21

 اگه میبینی میترسم

اگه چیزی نمیپرسم

اگه بیهوده پوسیدم

من از ترس تو ترسیدم

از این لب بستگی هاو

از این دلخستگی هاو

توی ظهر یه تابستون

از این یخ بستگی هاو

از این تسلیم اجباری به این تقویم تکراریـــــــــــــــــــــــــــــــــ

تموم عمرو بخشیدم من از ترس تو ترسیـــــــــــــــــــــــــدمــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه حرفایی تو دلها موند

سوالا کـــــــــــــــــه نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

من و تو هر دو ترسیدیم

چه حرفایی تو دلها موند

سوالا که نپرسیدیم

دوباره  از نگاه هم

من و تو هــــــــــــــــر دو ترسیدیــــــــــــــــــــــــم

بیا و تکیه گاهم شو

از آغاز همین قصهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخه چشم و چراغ من

چرا میترسی هم غصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؟

مگه هر قطره ی بارونـــــــــــــــــــــــــــــ

واسه دریا یه دنیا نیست؟

تو که باشی منم هستم

دیگه این قطره تنها نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــست

توی این جشن بارونیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو دریایی نمیدونیـــــــــــــــــــــــــــــــ

یه عمری تو گوشت خوندن

نمیذاریم،نمیتونیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه حرفایی تو دلها موند

سوالا کهــــــــــــــــــــــــــــــــ نپرسیدیم

دوباره از نگــــــــــــــــــــــــــــــاه هم

من وتو هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر دو ترسیدیم

چه حرفایی تو دلها موند

سوالا کـــــــــــــــــــه نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

من وتو هـــــــــــــــــــــــــــــــتر دو ترسیدیم

چه حرفایی تو دلها موند

سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

من وتو هر دو ترسیدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چه حر فایی تو دلها موند

سوالا که نپرسیدیم

دوباره از نگاه هم

من و تو هر دو ترسیدیـــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرفــــــــــــــــــــــــــــــــــــایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی...

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: پنجشنبه 17 بهمن 1392 ساعت: 14:09

سلام به همه ی دوستان عزیزم که اومدن و اینجا رو منور کردن.

امتحانا تموم شده و برای من مث عروسیه.

راستی عیدتون مبارک.عید دیگه.تولد پیامبر گلمون و امام صادق بزرگواره.

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: يکشنبه 29 دی 1392 ساعت: 19:12

سلام.من اومدم با یه آپ جدید!

امیدوارم که حالتون خوب باشه و توی امتحانات!!!!دووم بیارین.

هر چی دوس دارین به اون کسی بگین که حسابی آزردتون کرده یا اینکه خیلی دوسش دارین.خلاصه هر چه میخواهد دل تنگت بگو...

دوستون دارم.بوس با همون قلب خوشگل

تا درودی دیگر بدرود

 

 

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: سه شنبه 26 آذر 1392 ساعت: 0:48

بدی های من چه هستند؟

جز شرم و عجز خوبی های من از بیان کردن

جز ناله ی اسارت خوبی های من،

در این دنیایی که،

تا چشم کار می کند،

دیوار است و دیوار است و دیوار است.

و جیره بندی آفتاب است.

و قحطی فرصت است.

و ترس است

و خفگیست

و حقارت است...

فروغ فرخزاد

نظر یادتون نره

تا درودی دیگر بدرود...

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: دوشنبه 11 آذر 1392 ساعت: 17:16

 

منو از من،نرنجونم

ازین دنیا نترسونم

تمام دلخوشیهامو

به آغوش تو مدیونم

اگه دلسوخته ای عاشق

مث برگی،نسوزونم

منو دریاب که دلتنگم

مدارا کن که ویرونم

نیاد روزی که کم باشم

از این دو سایه رو دیوار

به ای زودی نگو دیره

منو دست خدا نسپار

یه جایی توی قلبت هست

که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره

به این زودی نگو بدرود

پر از احساس آزادی

نشسته کنج زندونم

یه بغض کهنه که انگار

میون ابر و بارونم

وجودم بی تو یخ بسته

بتاب سردم زمستونم

منو مثل همون روزا

با آغوشت بپوشونم

یه جایی توی قلبت هست

که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره

به این زودی نگو بدرود

یه جایی توی قلبت هست

که روزی خونه ی من بود

به این زودی نگو دیره

به این زودی نگو بدرود...

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: يکشنبه 10 آذر 1392 ساعت: 21:34

درود.من این وبلاگو ساختم واسه دل خودم.همه چی غیر از طنز توش مینویسم.با سر زدن و نظر گذاشتن خوشحالم کنید.

قوانین وب:

1-به هم احترام بذارید.

2-نظر خصوصی حذف میشه.

3-توهین ممنوع.

4-اگه خواستین منو لینک کنید.هرکی هم خواست لینک بشه تو نظرات بگه.

5-منو با اسم یه جایی واسه حرفام لینک کنید.

دوستون دارم.بوس با همون قلب خوشگل.

تا درودی دیگر بدرود.

برچسب: نویسنده: دختر تنها تاريخ: جمعه 8 آذر 1392 ساعت: 17:12

صفحه بندی